هی مؤنث ِ کاغذی
زمان مچالگی مان که گذشته است
دیگر چرا پشت دلم صفحه می گذاری؟
من از آنسوی تمام ورقهای تا خورده
من از سرزمین اُریگامی
از دشت کاغذهای باطله می آیم
بیا این بار با پای خودت
از تمام پاورقی هایم دست بکش
مرا ببین...
دیگر جلدی برایت ندارم
شیطان کاغذی
بی خود دستت را خیس نکن
این ورق قرار نیست برگردد
اصلاً برو شکایتم را
به تمام روزنامه فروشان دنیا ببر
فقط قول بده هیچ کوهی
از کاغذ های کاهی ام نسازی
__________________________________________________
پ.و
برای من ارگاسم همان اریگامیست، دستمال ِ رُژی
سفره دلم را بیش از این دستمالی نکن
5 comments:
خیلی سعی کردم تصویر و تصوری از مفهوم بی نهایت انتزاعی «سرزمین اریگامی» پیدا کنم. یادم میاد جایی خونده بودم که زادگاه اریگامی در ژاپن بوده
بازیهای کلامی مثل همیشه فوق العاده بود خصوصآ در: بیا این بار با پای خودت...
به مهرک
اریگامی به هنر ساختن کاردستی با کاغذ می گویند،که در این زمینه یه دستی دارم
مثلاً ساختن گل و حیوانات و وسایل دکوری، نوعی از آن هم برای تازدن دستمال سفره به کار می ره
صرفاً بازی کلامی نمی کنم ، تمامش حکایت از روزگار فعلی زندگیم دارد بلا استثناء
تا شیطان در جلدم نرفته که متنم را کامل توضیح دهم، بی خیال می شم
به هر حال ممکن است کسی پشت سرم صفحه بگذارد ، مثل آن مونث کاغذی که می خواهد پشت دلم صفحه بگذارد
به هر حال مچاله شدن دو آدم به یکدیگر ممکن است برای هر کدامشان داستانی شود و از هر کاهی ، کوهی بسازند
و خریدار این داستانها فقط روزنامه فروشان ساده دلی هستند مثل آقا مجید
بگذریم صفحه دلم پیوسته به جاست ، او فقط در پاورقی یک چیزهایی نوشته است
هر چه قدر هم که تلاش کند ورق برگردد، دیگر فایده ندارد
داستانم را که برایت بگویم ، متن را خواهی گرفت ، هم این را ، هم بانوی مرداد که در فیس بوک منتشر کرده بودم
سلام..
این همون چیزیه که تو صفحه ی فیس بوکت هم خوندم..
ولی اینجا خوندنش یه صفای دیگه ای داره.. با اینکه خودمم نمی دونم چه صفای دیگه ای..
شاید احساس امنیت ذهنی برای خوندن.. نه لایکی هست ... نه چیزی.. تو خاکسفورد حتی درگیر فهمیدن نوشته هات هم نیستم و با این حساب بیشتر می فهممشون..
آره داداش.. نوستالژی بود.. نه جلدش نه کاغش نه خیس اش... یه جای دیگه اش.. ولی دلم نمی خواد بگم کجاش.. می ترسم دل خودم پشت سرم صفحه بگذاره...!!!!
به محبوبه
پس امنیت ذهنی ات را نمی گیرم که بگویم کجاش
بعضی وقتها ورق بر نمی گردد
میدونم اریگامی چیه پسر جان
و ممنون از توضیحاتت
ورق برنمیگرده اما در هم همیشه روی یک پاشنه نمی چرخه و مرغ هم یک پا نداره!
Post a Comment