Thursday, December 09, 2010

با او

گاهی وقتها اطراف آدم پر می شود از کسانی که بی نظیرند
این جور وقتهاست که ساکت می شوم، سراپا گوشم و چشم
بعضی در علم، بعضی در رفتار و شخصیت، بعضی در کار و بعضی در زندگی
دقیقه هایم را با نایفه می گذرانم با اینکه کیلومترها از او دورم، انگار همینجاست
لای کتابهایم ، انقدر به من نزدیک است که سطور نوشته هایش را بو می کشم
ساعت هایم را با دوست خوبم دکتر مطلبی می گذرانم و در هر لحظه با او بودن درس زندگی می آموزم، بی هیچ منتی خوبی هایش را در اختیارم می گذارد
به من آموخت که دنیای علم، دنیای صداقتست و پاکی، دنیای خلوص
روزهایم را با سعید می گذرانم که رفتگر دانشگاهست، من را نمی شناسد
ولی من او را می بینم، سرش پایین است  و فقط کار می کند، حلال است، حلال


گاهی وقتها زمان چون باد می گذرد


لحظه ها را با خداوند باش تا در ثانیه ها ، دقیقه ها ، ساعت و روزهایت جلوه هایش را ببینی


پ. و
یک- آرام باش ، توکل کن ، تفکر کن ، سپس آستینهایت را بالا بزن
آنگاه خواهی دید که دستان خداوند زودتر از تو مشغول به کار شده اند
حضرت علی علیه السلام

12 comments:

محبوب said...

آدمهای ساده را دوست دارم.
همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند.
همان ها که برای همه لبخند دارند.
همان ها که همیشه هستند،
برای همه هستند.
آدمهای ساده را
باید مثل یک تابلوی نقاشی
ساعتها تماشا کرد؛
عمرشان کوتاه است
بس که هر کسی از راه می رسد
یا ازشان سوءاستفاده می کند
یا زمینشان میزند
یا درس ساده نبودن بهشان می دهد.
آدم های ساده را دوست دارم.
بوی ناب
" آدم"می دهند...

محبوب said...

از چه دنیاهایی حرف زدی.. از علم.. از دنیای صادق علم.. دنیایی که خیلی وقته ازش دور افتادم.. از روزی که از خدا دور افتادم.. از روزی که یه جانی، یه قاتل دیدمشو ازش رو برگردوندم..و وقتی خواستم برگردم غرور لعنتی نمی گذاشت.. چقدر دلتنگش شدم.. می دونی،چند وقتیه نوشته هایی که بوی اون رو می ده واسم لذت بخشه..انگار می خوام برگردم.. اما این غرور لعنتی................

Sir said...

بسیارند کسایی که به آدمی به لحاظ فاصله دور یا نزدیکندوهمون طور که گفتی بعضی درعلم، بعضی در رفتار و شخصیت، بعضی در کار و بعضی در زندگی و بعضی به خاطر تجربیات وآثاری که ازشون به جا مونده احساس نزدیکی بهشون می کنی و دوستشون داری حتی با اینکه گاهی باهاشون حرف هم نزدی.

پسر چقدر عوض شدی
مونس هات مثل علی و سعید و خدا حسودم میکنه که ای کاش منم بودم...

Sir said...

اون آدمایی که ازشون گفتی مصداق اینند:
دوری به تن لیک از دلم اندر دل تو روزنیست

زان روزن دزدیده من چون مه پیامت می کنم

Saeid Sazesh said...

به محبوبه

واسه یه بی نماز که در مسجدو نمی بندن دختر جان
اگر می دانستی علم چقدر مشتاق برگشتنت است هر آینه از شوق جان می سپردی

Saeid Sazesh said...

به احمد ِ خودم

تو همیشه هستی پسر جان همین نزدیکی ها
توی قلبم

مشکل از سختی دلهاست نه از فاصله ها
دل از اینروست که تنهاست نه از فاصله ها

من عوض نشدم فقط تغییر کاربری دادم
این روزها شعرها هم تغییر کاربری داده اند

محبوبه said...

درِ دل بايد باز باشد...
علم مشتاق است و در سر شوق.. با اين دل چه كنيم كه درش را دو دستي چسبيده ...
چند وقتي است دل در بسته را به شمس تبريزي سپرديم تا دري بزند و قفلي آزمون كند جهت باز گشايي... شوق در دل (دل ِ شوق) پر مي گشايد و در سر هزاران اميد دارد و علم انقدر مشتاق كه مجنون گشته

Unknown said...

دارم میرم استندآپ کمدی تماشا کنم؛ برمیگردم سر فرصت میخونمت جان دیل

Unknown said...

چقدر خوبه که در این قحط الرجال مقاطعی هست که دور و برت پره از آدمهای بی نظیر و بهتر از اون، اینکه قدرشونو میدونی و از وجودشون بهره میبری
دنیای علم شاید تنها دنیایی باشه که به همه آدمها به شکل یکسان تعلق داره و زبان علم هم شاید فراگیرترین
زبان موجود در جهان

چون خدا با تو هست در شب و روز
بعد از این از خدا بیاموزم

کلام گهربار شاه شاهان جهان همیشه قابل تعمقه

شبلی said...

اومدیم به مناسبت این روز عزیز و فرخنده یک گیلاس به سلامتی صاحب مجلس بندازیم بالا که صاحب خونه طاقت مهمون نداشت
در نتیجه تنهایی یک گیلاس آب آلبالوی ناب رو به سلامتیش میرم بالا
یه بشمن با کباب ازون برون طلب ما

Saeid Sazesh said...

به مهرک

ممنون و نوش جان
کباب ازون برون با عرق بشمن می چسبه ، فکر نکنم وضع مزاجی جسمی و اعتقادیت سنخیتی با این جور اعمال داشته باشه
خلاصه واسه مزه خوری قدم به چشم

شبلی said...

میگن مزه خور عرق خورو بیچاره میکنه! بعدشم، وضع مزاجی و جسمی رو میشه یه بار لایی رد کرد؛ میمونه قسمت اعتقادیش که اونم کفاره رو برای یه همچین مواقعی گذاشتن دیگه

چشمت بی بلا