Monday, August 16, 2010

روی قبر

در مذهب ما کلام حق نادعلی ست
طاعت که قبول حق بود یادعلی ست

از جمله ی آفرینش کون و مکان
مقصود خدا علی و اولاد علی ست

10 comments:

شبلی said...

نمیدونم چرا از خوندن متن یاد پستی افتادم که وسط امتحانات زده بود به کله ات بری شمال و از داییت هم یاد کرده بودی
شخصآ هیچوقت نفهمیدم داشتن پدربزرگ چه جور حسیه

مولی نگهدارت پسر جانم

Saeid Sazesh said...

به مهرک

منم تا 15 سالگی بیشتر این حسو نفهمیدم
این شعر روی قبر پدر بزرگمه
قصه ی درازی ست رو آوردن به مردگان
غصه درازی هم

Unknown said...

روی سنگ قبر پدر من هم نوشته شده
چو کردار مولی علی کار او

و بقیه اشو یادم نمیاد

:شاید از این جهت که
زندگی قصه غمگین بلندی دارد

mahboobe said...

سلام آقا سعيد...
بزار منم يه چيزي از نادعلي بگم..
ما يه مردي بود تو محلمون به اسم نادعلي كه هر وقت من ميرفتم با مامانم مجلس روضه و اينا زن روضه خونه هي ناد علي نادعلي مي كرد فكر مي كردم اين مرده را مي گه . با خودم مي گفتم كاش اسم من هم نادعلي بود هي صدام مي كردند:D. مرده يه كم هم صاف و ساده بود مي دوني كه تو اصفهان اونا كه يه كم ذهنشون معيوبه بشون مي گن صاف و ساده)ه خلاصه اين پستت رو هم كه خوندم ياد نادعلي افتادم ،خدا رحمتش كنه خوب مرده بود بيچاره...!)

Saeid Sazesh said...

به مهرک

روحشان شاد

این قصه پر حادثه را
به صفای دلت افسانه بخوان
و دلم را خوش دار
که درین غصه ی تلخ
قصه ی ناممکن من شیرین است

Saeid Sazesh said...

به محبوبه

یحتمل مقصود زن روضه خوان دعای نادعلی بوده. البته الله اعلم ، شاید هم در آن عالم ملکوتی یاد نادعلی محله شما می افتاده ، از این زنان روضه خوان اصفهانی چه آتیش هایی که نمی باره

جای شکرش باقیست که این عادت ناپسند را در همان دوران کودکی ترک گفتی وگرنه در شرایط فعلی احتمالاً ترجیح می دادی جای نادعلی اسم محمود را بر خود برگزینی
می دانی که در اصفهان به انسانهایی مثل محمود چه می گویند؟
به شخصه ترجیح می دهم چندین سال بعد که ملت ایران از دوران کودکی خود خارج شدند پشت سر نادعلی فعلیشان مثل تو یک خدا بیامرزاد بگویند

شبلی said...

جوابتو به "محبوب" خوندم و باید بگم که خیر جانم! اگه بعد از مرگش مردم سر قبرش بول و غایط نکنن شانس
!آورده
چند وقت پیش برای اولین بار رفته بودم به صفحه محبوب
و نمیدونم چرا از دیدن لینکت توی صفحه اش ذوق زده شدم! لینکت توی صفحه اش درست
به مهربانی یک کاسه آش نذری در غربت
...بود
و دیگه اینکه تو یکی دوتا از پستاش
آفتابه گرفته بود به هیکل هرچی
!روانشناسه که کلی خندیدم

Saeid Sazesh said...

به مهرک

بی شک آن زمان مردم ایران خواهند دانست جای بول و غایط کردن در مستراحست نه سر قبر دیگران
به شخصه معتقدم وی اتفاقیست دقیقاً مناسب وضعیت فعلی و درخور سطح بینش خودمان
ازاین گذشته به خاطر جایگاه اجتماعیش روزی به عنوان تاریخ این مملکت به حساب می آید . لذا می توان مخالف او بود ولی نباید توهین کرد
توهین تف سر بالاییست که تاریخ ایران را نشانه می رود
یک ایرانی با قدیمی ترین تمدن دنیا باید به خودش مسلط باشد

این گاجةالنساء عشق معلق بودنه ولی به جای پرش از ارتفاع ، با ورود به تفکرات گاجوی سقوط در چاه را برگزیده است
وی در بایکوت می نوشت
اتفاقاً یک کاسه از این آش بی خبر برای خودم هم آمد
البته جای تعمق دارد چرا برای مخالفتش از وسایل مدرن تری استفاده نکرده است؟

شبلی said...

بعد از اینهمه سال آشنایی خوشبختانه دیگه دافعه کلامت رو شناختم و چندان ازش دلگیر نمیشم وگرنه میگفتم خوب شد که آمدم اینجا و یادم دادی که
!جای بول و غایط کجاست
صداقتت به تندزبونیت و دافعه ات به
!جاذبه ات در

مدرنیته... هوم... اینجا در مبالها
شیلنگ آب وجود نداره و به ناچار مسلمانها از آفتابه های کوچک مخصوص آب دادن گلها و شیر دستشویی استفاده میکنن. جالبه که مدرنیته معتقد به کاغذ توالت در عمل استفاده از
!آفتابه عصر حجر رو رواج داده

Saeid Sazesh said...

به مهرک

خوبه که دلگیر نمی شی ، چون من هرگز قصد دلگیر کردن ندارم و با کلامم طعنه ای به قصد آزردن نمی زنم
البته احساس کردم توضیحاتی که بعد دادم منظورم را روشن می کند ولی این از خامی و بی تجربگی ست که گاهی در به کارگیری کلمات وجملات بیشتر دقت نمی کنم

همواره باید ببینیم که این مدرنیته در رابطه با چه نوع طرز فکری بررسی می شه ، برای نمونه پیشرفت در علم شیمی مصرف انواع روان گردان و مواد مخدر شیمیایی را باعث گردیده است
کافی بود یکی ازین مسلمانان با مراجعه به تولید کنندگان محترم توالت پیشنهاد تعبیه کردن شیلنگ را می داد
بدبختی اینجاست همواره منتظر مدرنیته هستیم و اگر جایی به کارمان نیاید عصر حجری رفتار می کنیم
این مدرنیته نیست که معتقد به کاغذ توالت است این نوع تفکریست که با توجه به نگرش و نیاز خود مدرنیته را ایجاد می کند
اگر آنها هم نشیمن گاهشان را با آب پاک می کردند مدرنیته شان معتقد به شیلنگ می شد و مسلمانان را از این عذاب علیم نجات می داد
فرد مذکور هم اگر ذهنش بیشتر کنکاش می کرد برای مخالفت خود از ابزاری بهتر از آفتابه سود می جست