Thursday, July 29, 2010

It's a rule

یک
مخالفت کن ولی طعنه نزن
تقبیح کن ولی تحمیق نکن
جدل کن ولی دلی را نشکن

دو
بخشش دو چیز آنها را زیاد می کند
مال و علم

سه
در مورد دو خلوص نیت و پاکی طینت ، الزامی ست
_________________________________________________________________

پ . و : دانستن و شاد بودن حق تمام مردم است ، رعایت حقوق دیگران نشانه شخصیت شماست

10 comments:

Unknown said...

آقا قبول نیس! مخالفت بدون طعنه، تقبیح بدون تحمیق و جدل بدون دل شکنی
!کلهم الاجمعین کالاشجار بلا اثمار
از شوخی گذشته، همونطور که به درستی در بند سوم نوشتی همیشه "الاعمال بالنیات" و به همین دلیل باید دید نیت و غرض از مخالفت، تقبیح یا جدل چیه و موضوع مورد نظر تا چه حد برای فردی که اقدام به چنین رفتارهایی میکنه مهمه. آیا هدف اصلی دفاع از دیدگاهیه که به درست بودنش معتقدیم یا اثبات خود برتربینی و تحقیر طرف مقابل

Saeid Sazesh said...

به مهرک

آنچه در بند سوم نوشتم تأثیر نیت فقط در مورد بند دوم بود
--
هر چند معتقدم مخالفت تحت تاثیر حس خود برتربینی نشانه ضعف شخصیتی ست ، همچنین تحقیر و تحمیق طرف مقابل تحت هر شرایطی در نتیجه عدم رشد کامل بینش یا شخصیتی نابالغ است

Unknown said...

متوجه شدم که مورد سه رو در توضیح مورد دو نوشتی اما به نظرم مسئله"نیت و عمل" یک چیز فراگیره که تنها به این مورد محدود نمیشه

...نوری هم که رفت

Unknown said...

پروفایلت رو تازه خوندم
وای... چقدر جوونی پسر جان! خوش به
حالت! ضمنآ متوجه شدم که روز تولدت دقیقآ روز تولد برادریه که داشتم و دیگه ندارم... بدون شک از این به بعد چه بخوام و چه نخوام روز تولدت
!به یادت خواهم بود

سوال: این "پ . و" کووسبازی جدیده؟! من نمیدونم "و" علامت اختصاری چیه

Saeid Sazesh said...

به مهرک

بگو ماشالا
نچ گویا نزدیک شدن به آن عدد کذایی دارد کار خودش را می کند ، از قدیم گفتن سن که رسید به پنجاه فشار میاد به چند جا ، گویا حافظه ات دست خوش تغییراتی شده، از سال 83 بود فکر کنم اولین بار اومدی تو وبلاگم ( اون موقع تو پرشین بلاگ) من همین پ . و را به کار می بردم . حالا شد کوسبازی دیگه؟
پ . و همون پاورقی خودمونه
باز جای شکرش باقیه آخه یه بار اسفند ماه بهم تولدمو تبریک گفتی ، بگذریم محض خاطر این چند روزی که به زادروزت مونده زیاد گیر نمی دم
خداوند اخوی را هم قرین رحمت خودش قرار دهد

آری نوری هم رفت ، خدایش بیامرزاد

Unknown said...

هنوز دو سال تا اون عدد کذایی وقت دارم و تصمیم دارم به قول سعدی در این مدت انصاف از ته مانده نعیم جوانی بستانم! سال 84 بود دقیقآ و موندم که آدم ماشالا به این جوونی چرا باید اصطلاح عهدعتیق"پاورقی" رو بکار ببره اونم از پنج سال پیش که به مراتب جوونتر هم بوده
تبریک اسفند هم تقصیر خودت بود که با یکی از پستهات به اشتباهم انداختی تازه مگه بده سه ماه جوونتر حسابت کردم؟ این ناکسای ایمیگریشن کانادا که نمیدونم چرا من بیچاره رو شش ماه پیرترم کردن و توی همه مدارک تاریخ تولدمو نوشتن بیستم فوریه
!سر پل سراط یقه اشونم میگیرم گرفتنی

Saeid Sazesh said...

به مهرک

مقصود رساندن کلام است نه کهنگی کلمه
کلمه پاورقی برایم نوستالژی دارد ، یاد کتابهای دوران خردسالی با کاغذهای کاهی می افتم که همیشه توضیح را در پاورقی با ذکر کلمه پاورقی می آوردند

مادرم هم در شناسنامه مرا سه ماه بزرگتر کرد که زودتر بروم مدرسه

بعید می دانم آنها پلی داشته باشند ، پل را کسانی دارند که درگیر فاصله اند یا محتاج پیشگویی

Unknown said...

پس دیدی اشتباه نمیکردم؛ متولد
!اسفندی دیگه پسر جان
شوخی بود پاورقی؛ خواستم بگم زیادم
!جوونیتو به رخم نکش
من هم با بعضی واژه ها چنین پیوندهایی دارم سازش. مثلآ دوست دارم
مولی را همینجوری بنویسم نه مولا

اینجاییا بیشتر از ماها درگیر فاصله
!هستن و نیازمندتر به پل

Saeid Sazesh said...

به مهرک

اگه اسفند باشم و سه ماه زود شناسنامه رو بگیرن باعث نمی شه زودتر برم مدرسه ، آذر ماه هستم شناسنامه رو شهریور گرفتن

چیزی که واسه آدم نمی مونه چه رخ کشیدنی داره ؟ من هم خودم پیرم هم دلم پیره

از قدیم گفتن مادر ِاختراع ، احتیاجه ، ما بیشتر نیازمند صراط بودیم که واسمون ساختن دیگه
البته ناگفته نمونه اونا هم آدم روحانی که واسشون از غیب بگه کم داشتن رفتن پُل ( اختاپوس) رو پیدا کردن


آخرش هم نفهمیدم چرا انقدر با اونوریها لجی آخه . من که می گم ما بیشتر درگیر فاصله ایم ، خودمونم می گیم دوری و دوستی ، تا دوریم واسه اونور میمیریم وقتی اونوریم دلمون غش و ضعف اینور و می ره

بگذریم
همیشه فاصله بوده بین حرفای من و تو ( با الهام از خواننده گوشها گوگوش )

Unknown said...

میدونم پسر جان که باید متولد شش ماه اول سال باشی تا بتونی برای سال تحصیلی جدید ثبت نام کنی

و پیدا شدن اسکار اختاپوس که قراره جانشین پل بشه هم به اهل خرافات بشارت! تا اینور نباشی نمیتونی به
!عمق سطحی بودن اینا پی ببری
قبول دارم وجود این فاصله رو پسر جان
ذهنیت یک زن 48 ساله منطقآ تشابه بسیار کمی با ذهنیت یک جوان 26 ساله داره خصوصآ وقتی یکی نابغه ریاضی باشه و اون یکی از ریاضیات فقط اتحاد اول رو بلد باشه! و
فاصله عمومآ
از اینجا ناشی میشه که
"میان پنجره و دیدن
همیشه فاصله ایست"

بابا نمود مارو فانت فارسی و
!علامتگذاری اینجا
!تخته سر بنم