Tuesday, July 27, 2010

عادت

این کدام عادت است که ترکش موجب مرض نیست، شفا هم می بخشد
عزیزم اگر هنوز هم در ترکی مرضم را شفا بده
و گرنه نه وقت مرا بگیر نه خودت را به من عادت کن

6 comments:

Unknown said...

“Habit converts luxurious enjoyments into dull and daily necessities”
"عادت لذت های گرانبها را به ضرورتهای ملال آور و پیش پا افتاده روزمره تبدیل میکند"

گرانبها بودن بهتره یا روزمره و پیش پا افتاده بودن؟

Saeid Sazesh said...

به مهرک

شخصاً زیاد موافق این جمله نیستم

گاهی وقتها لذت در ارضای عادته ، مثل سیگار ، واسه همینه که مدام از افراد غیر سیگاری می شنوی : "آخه سیگار چه حالی می ده؟" اونها چون عادت به سیگار ندارن نمی دونن ارضای این عادت چه حالی می ده

یا لذتی که شما در ارتباط با خالق خود پیدا می کنید ، هر چه قدر این دولا و راست شدن های هفده گانه روزمره را تبدیل به عادت کند باز نه تنها از لذتش نمی کاهد بلکه افزون می کند

جمله مذکور احتمالاً در مواردی که تکرار بی هدف یک امر باعث عادی شدن آن می شود کاربرد بیشتری دارد

هنری که هنرمند در بعضی عادتها دارد هرگز آنها را تکراری نمی کند

Unknown said...

حرف حساب جواب نداره! سیگار و نماز بهترین مثال هایی هستن که میشه در این زمینه زد. ضمنا اون جمله رو هم صرفآ از نظر مخالفت با تو نوشتم! به نظرم نمیشه دربست قبولش کرد

Saeid Sazesh said...

به مهرک

ما دربست مخلصیم

Unknown said...

عزیزی پسر جان

با یوزر و پسورد جی. میل میشه وارد بلاگر شد

Saeid Sazesh said...

به مهرک

آها ، نمی دونستم
فکر کردم فقط بلاگری هایی که جی میل را با بلاگر یکی کردن مثه من می تونن بیان