اینجا بعضی ها راه می سازند
بعضی ها عوارض می گیرند
یکی روبهی دید بی دست و پای فرو ماند در لطف و صنع خدای
که چون زندگانی به سر می بر بدون عوارض چگون می خورد؟
به ناگه کسی گردنش بر گرفت به راه عوارض چیان، وی گرفت
بشین و بگیر مُهرت به دست بدین راه که کردم کسی ور نجست
چو خواهد شود یا که آمد کسی به این، فیش ِپیش آن دگر را پسی
بجست از زمین و بکرد شور و شر که ایزد ز رحمت بشد پرده در
چنانش بشد غرق در کار ِ غیر که از یاد برفت به کل، فعل خیر
چو بگذشت کسی این وری آن وری بگفت معتبر باش تا دُکان، دیگری
چو دیگر نماند یکی خورده هوش ز دیوار ِ کابین بیامد به گوش
که ای مرد نا بخرد ِ کم فروش چو سوراخکی بینی تا دسته توش؟
خداوند بداد روزی هر کسی چه روبه چه حتی عوارض رسی
تو اما برو راهکی را بساز دل رنجور خلق را کمی شاد ساز
به صُنع آی و با دیگران نوش کن نه چونان سفیلان تو هم توش کن
خدا را بر آن بنده بخشایش است که کارش همی ساختن و سازش است
بشین و بخوان معنی اش بر بگیر نه وزن عروضی عوارض بگیر
بی شک حرمت آزاد راه به عوارض چی مُهر به دستشه
1 comment:
بود دسته را نیز تعریفها
نه هر دسته مشمول تلطیفها
و تهمینه داند همی دسته چیست
که عمری بغل دست رستم بزیست
همه جا نهادن نه آیین هر دسته است
دمش گرم کونی که از دسته ها رسته است
Post a Comment